از میدان معاینه میدان فناست. قوله تعالی: «کل شیء هالک الا وجه له الحکم والیه ترجعون». فنا نیستیست. و آن نیست گشتن بسه چیزست در سه چیز: نیست گشتن جستن دریافته، نیت گشتن شناختن در شناخته، نیست گشتن دیدن در دیده. آنچه «لم یکن» در آنچه «لم یزل» چه یابد؟ حق باقی در رسم فانی کی پیوندد؟ سزا در ناسزا کی بندد؟ هر چه جز از ویست در میان سه چیزست: نابودهٔ دی و گم امروز و نیست فردا؛ پس همه نیستاند جز از وی، مگر هست بوی؛ پس همه هست ویست. باران که بدریا رسید برسید، و ستاره در روز ناپیدا شد؛ در خود برسید آنکه بمولی رسید.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی مفهوم فناء و عدم وجود میپردازد. در میدان نود و نهم، همه چیز فناپذیر است و تنها وجه الهی باقی میماند. شاعر به حقیقتی میپردازد که هیچ چیز جز ذات خداوند باقی نیست و آنچه را که وجود دارد، از بودنِ اوست. در این راه، نیت و شناخت و دیدن نیز ذکر میشوند که در ورای آنها حقیقتی نهفته است. در نهایت، همه چیز جز الحق فانی است و وجود واقعی تنها در خداوند تبارک و تعالی میباشد.
هوش مصنوعی: از عرصه معاینه به دنیای فنا میرسیم. همه چیز به جز ذات حق هلاک میشود و به سوی او بازمیگردد. فنا به معنای نابودی نیست، بلکه به سه چیز وابسته است: یکی جستجوی حقیقت و درک آن، دیگری شناخت و درک شناختهها و سوم مشاهده و درک پدیدهها. آنچه که گم شده و نه موجود است، چه ارتباطی با آنچه که همیشه وجود دارد، دارد؟ حقیقت پایدار چگونه میتواند با رسمهای فانی پیوند پیدا کند؟ عدالت چگونه میتواند با بیعدالتی ترکیب شود؟ همه چیزهایی که جز او هستند، در سه وضعیت نابود شدهاند: دیروز ناپیدا بودند، امروز گم شدهاند و فردا وجود نخواهند داشت؛ پس تنها او هست که به واقع وجود دارد. بارانی که به دریا میرسد، به آنجا میرسد، و ستارهای که در روز پنهان است، در خود وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.