گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۰

 

زاهد زورع بر سر هر شی نرسد

در مشرب عارفان دل وی نرسد

هر چند که او درون خود پاک کند

هرگز بصفای شیشه می نرسد

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۰

 

گو دی رسد و بهارش از پی نرسد

در خم میم از رسیدن دی نرسد

کافیست گل داغ و می خون دلم

گو موسم گل بیاید و می نرسد

۲ بیت
مشتاق اصفهانی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۹

 

سرو را با قد رعنای تو دعوی نرسد

این سخن بس که بلند است به طوبی نرسد

چه کنم زاری بی‌فایده در پیش طبیب

حکم عشق است که دردم به مداوا نرسد

من خود امیدگشایش همه زین در دارم

[...]

۱۱ بیت
واقف لاهوری