گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹

 

عکس روی تو بر نگین افتاد

حلقه بشکست و بر زمین افتاد

شد جهان همچو حلقه‌ای بر من

تا که چشمم بر آن نگین افتاد

دور از رویت آتشم در دل

[...]

۱۳ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق » شمارهٔ ۱۵

 

از زلفِ تو دل چو در عقابین افتاد

نقدش همه از نرگس تو عین افتاد

و آخر حجر الاسودِ خالت چو بدید

از ابرویت به قاب قوسین افتاد

۲ بیت
عطار
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۳۲

 

چه شد گر او به من خسته خشمگین افتاد

مرا دلی است که فارغ ز مهر و کین افتاد

به کوی یار ز دستم دل حزین افتاد

کجا روم چه کنم کار با چنین افتاد

نمی‌نهی قدم ای غم ز خاطرم بیرون

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری