گنجور

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۱

 

بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم

از دل مجروح، پنداری که تیری می‌کشم

چون سبوی می، ندارم قوت برخاستن

دست بر سر، انتظار دستگیری می‌کشم

از خیال روی او شد پیرهن خوشبو مرا

[...]

۵ بیت
سلیم تهرانی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۵

 

بار غم‌های تو با جسم حقیری می‌کشم

دیر پروایی مکن جانا ز دیری می‌کشم

تحفهٔ دیگر به غیر از دل ندارم در بساط

گر پذیرد پیش یار دلپذیری می‌کشم

بی‌دماغم کو دماغ خود به خود نالیدنم

[...]

۸ بیت
واقف لاهوری