×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۸
دل را جفای عشق کشیدن ضرور شد
خون گشتن وز دیده چکیدن ضرور شد
عقل از محلهٔ خودم اخراج کرده است
در کوی عشق خانهخریدن ضرور شد
ناصح دو شب گذشت که خوابم نمیبرد
[...]
۱۱ بیت
