گنجور

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۴۰ - کشتن فرامرز،اژدها را

 

زدش دیگری بر میان دو چشم

برافزود بر اژدها درد چشم

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

عطار » اشترنامه » بخش ۱۴ - حكایت عیسی علیه السلام با جهودان

 

این بگفت و گشت ناپیدا ز چشم

درگذشت از نزد من دور از دو چشم

۱ بیت
عطار
 

خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۳۴ - دیدن سام، قلوش را

 

چو دریای خون شد کنارم ز چشم

که پرویش این چشم دارم به چشم

۱ بیت
خواجوی کرمانی
 

سلمان ساوجی » فراق نامه » بخش ۱۰ - شب

 

یکی گفت کان روشنائی چشم

شب تیره شد در سیاهی به چشم

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۲۰۷ - عینک ساز

 

شوخ عینک ساز را دایم بود در عین چشم

لیک باشد از برای عشقبازان چار چشم

۱ بیت
سیدای نسفی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۴

 

بساط گریه خواهد کرد طی چشم

بریزد خون دل را تا به کی چشم

بیا مطرب بدم در قالبم جان

نوازش از تو دارم همچون نی چشم

نی نرگس شود انگشت ساقی

[...]

۸ بیت
واقف لاهوری
 

ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۶۶ - صیادی که با رفیق خود از پی صید رفتند

 

سر همی زد بر زمین با درد چشم

تا برون از کاسه افتادش دو چشم

۱ بیت
ملا احمد نراقی