گنجور

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات » شماره ۱۹

 

بی‌خون سرشک من یکی جوی نماند

بی‌قصه من هیچ سر کوی نماند

در پیش تو ای هیچ غمت مانده به پیش

زآن خوار شدم که کس نکوگوی نماند

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۸

 

بویت آمد‌، گریز را روی نماند

پرهیز و گریز جز بدان‌سوی نماند

از بوی تو رنگ و بوی ما می‌دزدند

تا کار چنان شد که ز ما بوی نماند

۲ بیت
مولانا
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۹

 

گرچه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند

روی من جز پی اقبال تو هر سوی نماند

خانه ای بود به کوی طرب از وصل توام

شد خراب از غمت آن خانه و آن کوی نماند

بس که از موی میان تو جدا موییدم

[...]

۷ بیت
جامی