گنجور

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲

 

بازی عشق ما به کوی افتاد

راز در دست گفت‌و‌گوی افتاد

جوی دل چون عظیم تنگ آمد

آب رازم برون جوی افتاد

شربت وصل از کجا چو کنون

[...]

۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق » شمارهٔ ۴۷

 

زلف تو که چون مشک به هر سوی افتاد

بی مهر از آن است که هندوی افتاد

زان گشت چنین شکسته کز غارت جان

از بس که شتاب کرد بر روی افتاد

۲ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ

 

زمانی پیشِ در در روی افتاد

زمانی با سگان در کوی افتاد

۱ بیت
عطار
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۲۹۰

 

چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد

در چاه زنخدان تو بدخوی افتاد

آن نیست عجب که گوی در چاه افتد

این است عجب که چاه در گوی افتاد

۲ بیت
اوحدالدین کرمانی