×
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۶
دمی نگذرد کز غمت خون نگریم
ز وصلت جدا مانده ام چون نگریم
چو افزون شود دمبدم بی تو دردم
نه مردم اگر هم دم افزون نگریم
نبینم به طرف چمن سرو نازی
[...]
۷ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۱
به دل گفتم از جور گردون نگردیم
اگر سینهٔ من شود خون نگریم
دل این سینه پیشه ای نور دیده
تو را برده از چشم من چون نگریم
چو زلف تو هندوی واژونه کار است
[...]
۹ بیت
رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۸
گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
چو با دیگری بینمت چون نگریم
از آن ماه بی مهر گریم وگرنه
ز بی مهری دور گردون نگریم
نبینم به روی گلی در گلستان
[...]
۷ بیت
فتحعلیشاه » مثنویات » شماره ۴ (مثنوی-غزل)
دمی نگذرد گر غمت خون نگریم
ز وصلت جدا ماندهام چون نگریم
۱ بیت
رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)
شب نمیشود کز غمش خون نگریم
دورم از دل آرام خود چون نگریم
۱ بیت
