گنجور

وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور

 

خدنگم را اسیر غرق خون به

به رنجیرم سر و کار جنون به

۱ بیت
وحشی بافقی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۵۹

 

بمیهای کهن اصلاح عقل تازه مجنون به

که یک ساغر شراب کهنه از صد خم فلاطون به

بکوی میفروشان این ندا دوشم بگوش آمد

که هر کس اهل مشرب نیست از بتخانه بیرون به

نباشد ابر دریا به ز ابر دیده چون باشد

[...]

۶ بیت
طالب آملی
 

اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۲۱ - بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به

 

بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به

یک ذره درد دل از علم فلاطون به

دی مغبچه ئی با من اسرار محبت گفت

اشکی که فرو خوردی از بادهٔ گلگون به

آن فقر که بی تیغی صد کشور دل گیرد

[...]

۷ بیت
اقبال لاهوری