×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶۱
ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم
سر تا به قدم جانی، کفر است که تن گویم
آن میم دهان داند از ابروی چون نونش
نی نی که غلط گفتم، من دانم و من گویم
هی هی سخن کفرست آن موی رسن گفتن
[...]
۷ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۷
خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
برآیم از قفس درد اسیری در چمن گویم
گران شد گوشم از گفت و شنود آسوده گردیدم
نه کس با من سخن گوید نه من با کس سخن گویم
توام هرچند حرف تلخ زهرآلوده میگویی
[...]
۱۱ بیت
رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۷۲ - خلد - در خاتمهٔ کتاب و ذکر حالات و مقالات مؤلّف
من چو گبران چرا سخن گویم
نام یزدان و اهرمن گویم
۰ بیت
رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۷۲ - خلد - در خاتمهٔ کتاب و ذکر حالات و مقالات مؤلّف
من چو گبران چرا سخن گویم
نام یزدان و اهرمن گویم
۱ بیت
صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱
روز و شب مدح بوالحسن گویم
مدح مولای خویشتن گویم
وصف آن جان پاک احمد را
تا که جان باشدم بتن گویم
نیست کارم بخلق روی زمین
[...]
۱۱ بیت
