گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۲۹

 

راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستم

بوسه واری جا درآن کنج دهن می خواستم

درلباس اظهار مطلب شاهد تردامنی است

باتو خود را درته یک پیرهن می خواستم

چرخ سنگین دل نصیب آن خط شبرنگ ساخت

[...]

۱۰ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۷۴

 

بر سر کوی تو پای من شکست

خوب شد آنجا وطن می‌خواستم

چشم حاسد کور گوشم گشته کر

خلوتی در انجمن می‌خواستم

ضعف دل امشب ز کارم برده بود

[...]

۳ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۵۸

 

کام دل از علم و فن می‌خواستم

بود در عشق آنچه من می‌خواستم

بوی گل آوردی ای باد صبا

من نسیم پیرهن می‌خواستم

۲ بیت
واقف لاهوری