گنجور

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶۲

 

نه بمشاطگی دیر و حرم آمده‌ایم

دوست را گفته ز اقلیم عدم آمده‌ایم

رقم هستی ما نیست درین صفحه بکار

تار موئیم که بر نوک قلم آمده‌ایم

داده‌ایم از رشحات مژه ترتیب سپاه

[...]

۱۰ بیت
طالب آملی
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶۶

 

ما به دنیا نه پی ناز و نعم آمده ایم

بهر تحصیل غم و درد و الم آمده ایم

دامن از ما مکش ای ساحل امید که ما

به زمین بوس تو از بحر عدم آمده ایم

قطع و وصل شب و روز از نفس روشن ماست

[...]

۷ بیت
صائب