گنجور

طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۵۲

 

آن دوست نیم که کس بمن دل ندهد

یا گر طلبم امان ز قاتل ندهد

آن مجنون نیستم که گر بازم دست

لیلی بکفم دامن محمل ندهد

۲ بیت
طالب آملی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۰

 

خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد

زلف در بردن دل صرفه به کاکل ندهد

هر کجا زلف پریشان تو باشد، چه عجب

باغبان گر به چمن آب به سنبل ندهد

وصل خوبان به دو پیمانه ی می موقوف است

[...]

۶ بیت
سلیم تهرانی