گنجور

کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷

 

بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم

از تهی پائی چه بی اندیشه در گل می رویم

هرگز از سرگشتگی راهی بسر ناورده ایم

مضطرب هر سو چو مرغ نیم بسمل می رویم

طالع وارون ما از بس به سستی مایلست

[...]

۹ بیت
کلیم
 

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۶۲

 

غافل از آفات ره منزل بمنزل می‌روم

صدخطر در هر قدم داریم و غافل می‌رویم

غیبت ما دوری ظاهر نه بعد باطنی است

می‌رویم از دیده یاران را نه از دل می‌رویم

نی بباطل نی بحق دانندما را اهل راه

[...]

۴ بیت
طالب آملی
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۷۹

 

گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم

پیشتر از برق رفتاران به منزل می رویم

وصل دادیم شوق را افسرده سازد زان چو موج

گاه گاهی از دل دریا به ساحل می رویم

گر به ظاهر نیست دست ما به زیر بار خلق

[...]

۸ بیت
صائب