گنجور

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲

 

ز کوی عشق مَلَک دل‌شکسته می‌آید

مسیح می‌رود آنجا و خسته می‌آید

شهید ناوک آنم که چون رود به شکار

غزال قدس به فتراک بسته می‌آید

زمانه گلشن عیش که را به یغما داد

[...]

۵ بیت
عرفی
 

فصیحی هروی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱

 

دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید

چو موج بر سر طوفان نشسته می‌آید

کسی که لب به سراغی نسوخت کی‌داند

که کار بال ز پای شکسته می‌آید

بیا به طور و همه گوش شو که شاهد حسن

[...]

۷ بیت
فصیحی هروی
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰۲

 

به پرسش من در خون نشسته می‌آید

چراغ طور به بالین خسته می‌آید

ز بس شکستگی از صفحه جهان شد محو

صدا درست ز جام شکسته می‌آید

زمانه سخت نگیرد گشاده‌رویان را

[...]

۸ بیت
صائب
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۹

 

دلم ز کعبه نه محمل نشسته می‌آید

به دیر رفته و زنار بسته می‌آید

اگر به کوی تو تا حشر گوش اندازند

صدای شیشه عهد شکسته می‌آید

نسیم باغ محبت مگر وزید، که باز

[...]

۶ بیت
قدسی مشهدی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۱

 

دلم ز کوی تو در خون نشسته می‌آید

چو نیش‌ها برگ جان شکسته می‌آید

کجاست رخصت پابوس این جگر خون را

به حضرتش که حنا دست‌بسته می‌آید

مرا خدنگ تو امروز می‌دهد آزار

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری