گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۰

 

ساقی اگر از می قدری هست به من ده

در شیشه اگر ماحضری هست به من ده

ای دل اگر از غم قدری هست به من ده

از خون جگر ماحضری هست به من ده

من بی‌جگر و داغ کسی حوصله‌سوز است

[...]

۱۳ بیت
واقف لاهوری