×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۶۴
ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی
گل با تو نمی ماند در حسن مگر چیزی
ما را به تماشایی مهمان رخ خود کن
چون سبزه برآوردی گرد گل تر چیزی
دودی که ز آه من بر ماه زدی هر شب
[...]
۸ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۰
نگذاشت بهجا از من این درد اگر چیزی
ای کاش دران دل هم میکرد اثر چیزی
خاک قدمش قاصد میبوس و به هر بوسی
میدزد برای من زان کحل بصر چیزی
گر حالمرا پرسد آن مست خراب من
[...]
۱۰ بیت
