×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۹
خنجر به کف او را گذری بر سرم افتاد
دل در طپش افتاد چنان کز برم افتاد
پرواز نمود از دلم امید رهایی
در کنج قفس بس که طپیدن پرم افتاد
قمری شد وگردید به گرد سر آن سرو
[...]
۵ بیت
