گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۲

 

عجب که شمع شبی در سرای من سوزد

من آن نیم که کسی از برای من سوزد

مجال خواب چو شمعم بهیچ پهلو نیست

ز بسکه داغ تو سر تا بپای من سوزد

چنین که آتش آهم زبانه زد ترسم

[...]

۵ بیت
اهلی شیرازی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۸

 

اگر دل تو شبی از برای من سوزد

هزار شمع طرب از برای من سوزد

به داغ بی‌کسی خود چو شمع خود سوزم

وگرنه کیست که دل در فنای من سوزد

به راه عشق ز بس گرم می‌روم چه عجب

[...]

۷ بیت
واقف لاهوری