گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۲

 

سرگشته ساخت خالِ دلارای او مرا

پرگار کرد نقطهٔ سودای او مرا

هر پاره داشت از دلِ من عالم دگر

شیرازه کرد زلفِ دلارای او مرا

گشتم تمام چشم و همان چشم بسته‌ام

[...]

۱۲ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۲

 

از پا فکنده قامت رعنای او مرا

بر سر چه آمده است ز بالای او مرا

بی‌تاب می‌شوم چو نبینمش دمی (ایرداد وزنی)

با آنکه نیست تاب تماشای او مرا

کرده است گرم مجلس اغیار شمع من

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری