گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۸۳

 

ای حکم ترا نهاده سرها گردن

در جنبر طاعتت فلک را گردن

این طرفه که دریای کفت را از تیغ

آبیست بداندیش ترا تا گردن

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

 

دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردن

سر غرور نبندد به دوش ما گردن

ز سر خیال رعونت برآر و ایمن باش

رگی‌ست آنکه ز تن می‌کند جدا گردن

ز خود نمایی طاقت نمی‌توان برخاست

[...]

۱۴ بیت
بیدل دهلوی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۳

 

کنون که موج سرشکم رسید تا گردن

چه‌سان ز سلسلهٔ غم شود رها گردن

اگر به قصد سر غیر می‌کشی شمشیر

به جان من که نخستین بزن مرا گردن

گداخت پیش تو از شرم شیشهٔ حلبی

[...]

۸ بیت
واقف لاهوری