گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۳

 

زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد

به دیوان قیامت مد بسم الله می گردد

زخودرایی تو کجرو می شماری چرخ را، ورنه

در اقلیم رضا دایم فلک دلخواه می گردد

چو شمع آن کس که لرزد بر حیات خود نمی داند

[...]

۱۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹۷

 

سری که در ره او بی کلاه می گردد

فلک سوار چو خورشید و ماه می گردد

ز داغ لاله سیراب می توان دریافت

که دل ز باده گلگون سیاه می گردد

مبر ز قرب خسان آبروی خود زنهار

[...]

۷ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۴

 

ز مهر روی تو آیینه ماه می‌گردد

ز دیدن تو نمدپوش شاه می‌گردد

قضا چه سرمه به چشمت کشید حیرانم

که از نگاه تو روز سیاه می‌گردد

همین نه از پی سامان منم خراب که مهر

[...]

۷ بیت
واقف لاهوری