گنجور

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۳

 

گر به محشر لطف ساقی عذرخواه آید برون

کو دلی کز عهده شرم گناه آید برون

دیده ام خوابی که تعبیرش سراسر حیرت است

تا کجا با جلوه محشر پناه آید برون

پرسش دیوانم از جوش گناهان دور باد

[...]

۶ بیت
اسیر شهرستانی
 

واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۹۷

 

پرده از رخ برفکن کز ابر ماه آید برون

جلوه کن تا عاشق از روز سیاه آید برون

همچو بوی غنچه پیش آن گل نازک دماغ

ناله بی‌صوت از دهان دادخواه آید برون

۲ بیت
واقف لاهوری