گنجور

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۳۰

 

دارم ز وجود خود پریشانی و بس

وز جمله کرده ها پشیمانی و بس

از عقل نصیبم شده نادانی و بس

بر نادانی خویش حیرانی و بس

۲ بیت
امیرعلیشیر نوایی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۶

 

چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس

همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی و بس

توشه ای در راه شوق او مرا همراه نیست

در بغل از داغ دل دارم نمکدانی و بس

از سر عالم گذشتم همچو خورشید ای فلک

[...]

۶ بیت
سلیم تهرانی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۶

 

از کجا هر صبح صرف چاک سازم جیب نو

من که آوردم به رنگ گل گریبانی و بس

تا توانم سبزکردن خار صحرای جنون

از خدا چون ابر خواهم چشم گریانی و بس

در شب وصل آنچه بود از سیم و زر کردم نثار

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری