×
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸
صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست
قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست
عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتاده
[...]
۹ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۰
دل همان روز تو را دشمن جانی دانست
که تو را یار فلانی و فلانی دانست
دامن پیر خرابات ز کف نگذارد
هر که کم فرصتی عهد جوانی دانست
از سویدای دل خویش نباشی غافل
[...]
۱۰ بیت
