اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱
دوش با دوست محاکات به جان میکردم
نکته را راه به هنجار زیان میکردم
غیرت عشق چنان پرده همیداشت که من
نقش اسرار ز خود نیز نهان میکردم
چون جهان نزل جنان بود من از پیروزی
[...]
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱۶
آنها که به پیش دلستان میکردم
چون بد مستان دست فشان میکردم
هرچند ز روی لطف او خوش خندید
آخر بچه روی آنچنان میکردم
بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۳
ببزمت گر بپهلوی رقیبان جا نمی کردم
من دیوانه انجا این همه غوغا نمی کردم
ز مستی یک سخن گر با رقیبانت نمی گفتم
برای خویشتن صد درد دل پیدا نمی کردم
نهانی داشتم سوزی که می آورد در جوشم
[...]
فضولی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » ترکیب بند
دم بدم خون دل از دیده روان می کردم
اشک می ریختم و آه و فغان می کردم
مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۵
یک چند منت دوست گمان میکردم
وز شوق فدایت دل و جان میکردم
از تیغ جفا عاقبتم کشتی و کاش
زآغاز ترا من امتحان میکردم
واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۶۰
گر نه سودا به سر زلف بتان میکردم
سود و سرمایهٔ خود جمله زبان میکردم
چشم برگستن ازو نیست مرا ورنه به چشم
قاصد اشک سوی دوست روان میکردم
این زمان راز من از پرده برون افتاده است
[...]
