گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۳۱

 

ز سیر باغ نگردد دل پریشان جمع

که خویش را نکند آب در گلستان جمع

مرابه غنچه درین باغ رشک می آید

که بهر پاره شدن می کند گریبان جمع

کمند طول امل درکشاکش است مدام

[...]

۱۲ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۷

 

به آن کسی که کند یک دل پریشان جمع

دهند اجر کسی را که کرده قرآن جمع

صبا ز آمدن او مگر رسانده خبر

که بلبلان همه گشتند در گلستان جمع

به سینه این دل دیوانه سخت مضطرب است

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری