گنجور

 
۱
۲
۳
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۸ - دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او

 

به رامین شد مرو را مژدگان برد

که شاخ بخت سر بر آسمان برد

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۲

 

تا لب تو آنچه بهتر آن برد

کس ندانم کز لب تو جان برد

دل خرد لعل تو و ارزان خرد

جان برد جزع تو و آسان برد

کیست آن کو پیش تو سجده نبرد

[...]

۶ بیت
سنایی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶

 

شب رایت مشک رنگ بر کیوان برد

تقدیر بدم نامه بر طوفان برد

ای روی تو روز وصل تو کشتی نوح

انصاف بده بی‌تو به سر بتوان برد؟

۲ بیت
انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷

 

با آنکه غم عشق تو از من جان برد

وان جان به هزار درد بی‌درمان برد

تا دسترسی بود مرا در غم تو

انگشت به هیچ شادیی نتوان برد

۲ بیت
انوری
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۶ - پیغام بخاقانی شروانی

 

کیست که پیغام من به شهر شروان برد

یک سخن از من بدان مرد سخندان برد

گوید خاقانیا اینهمه ناموس چیست

نه هرکه دو بیت گفت لقب ز خاقان برد

دعوی کردی که نیست مثل من اندر جهان

[...]

۴۳ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۰ - در ستایش شمس الدین گوید

 

عشق تو صبر و قرارم از دل و جان برد

تو نه چنانی که از تو جان بتوان برد

با تو رهی یافت هر کجا که نشان جست

وز تو دلش دید هر بلا که گمان برد

چون ز تو گیرم کران که عشق میانت

[...]

۳۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۵

 

دولت توست و تویی که رست ز غم آنک

رخت به منزل‌گه شما دو جوان برد

چون تن ملعونش منهزم به عنا رفت

لعنت جمله سوی جان روان برد

باد سوار سحاب تا به هوا در

[...]

۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۶

 

هر دیده‌ای که از تو سوی دل نشان برد

گرد جهان ز خون جگر کاروان برد

اندوه تو برد ز پی وصل هر کسی

مرد آن بود که اندو تو رایگان برد

خورشید ناف آهوی تبت شود به فعل

[...]

۲۶ بیت
عمادی شهریاری
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳

 

نام وصلش به زبان نتوان برد

ور کسی برد ندانم جان برد

وصل او گوهر بحری است شگرف

ره بدو می‌نتوان آسان برد

دوش سرمست درآمد ز درم

[...]

۱۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق » شمارهٔ ۱۵

 

چون دل ز غم عشق تو یک ره جان برد

پنداشت غمت بسر توان آسان برد

و امروز به دستیم برون آمدهای

کاین دست به هیچ رو به سر نتوان برد

۲ بیت
عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش یازدهم » بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

 

ندانم تا دل آسوده جان برد

دل شوریده آنجا کی توان برد

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل

 

جهان از سرکشان آن روز جان برد

زمین از گرد، سربر آسمان برد

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۸ - در اشاره به کتاب جوهرالذات که از تصنیفات شیخ است و سرلقب عطار

 

هر که خواند جوهرم ایمان برد

در میان سالکان عرفان برد

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۵۳ - تمثیل در فرستادن عقل و حیا و علم از حضرت عزت بحضرت آدم (ع)

 

هر که دارد حبّ او ایمان برد

ورنه ایمانش همه شیطان برد

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۷۸ - در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرماید

 

هرکه دارد حبّ او ایمان برد

کی ازو ایمان و دین شیطان برد

۱ بیت
عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و پنجم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل

 

هر دمم جان گوئیا شیطان برد

مرگ نیکوتر بود گر جان برد

۱ بیت
عطار
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا یمدحه

 

خدایگان وزیران جهان فضل و کرم

که هرچه رای تو فرمود چرخ فرمان برد

عروس طبع ترا آفتاب چون که بدید

برو زمهر بلرزید و نام یزدان برد

ز درّ نظم تو ای بس شب دراز آهنگ

[...]

۲۷ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو

 

بال بازان را سوی سلطان برد

بال زاغان را به گورستان برد

۱ بیت
مولانا
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۴