گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۲

 

مکن آن زلف را چو دال مکن

با دل غمگنان جدال مکن

پردهٔ راز عاشقان بمدر

کار بر کام بدسگال مکن

خون حرامست خیره خیره مریز

[...]

۶ بیت
سنایی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۶٣٩

 

ایدل ار ننگ داری از نقصان

جز سلوک ره کمال مکن

هر چه عقلت بدان دهد دستور

جز بدان کار اشتغال مکن

شرف نفس اگر همی خواهی

[...]

۹ بیت
ابن یمین
 

واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۹۳

 

بسوزان یا بکش یا محرم بزم وصالم کن

ندارم هیچ حال ای هم‌نشین رحمی به حالم کن

ندارم هیچ خونگرمی که گردد غمگسار من

بیا ای گریه باری ساعتی رفع ملالم کن

۲ بیت
واقف لاهوری
 

بلند اقبال » دیوان اشعار » مثنویات » بخش سوم » بخش ۱۱ - در مرثیه حضرت شاهزاده علی اکبر

 

اگر که رفته خطائی ز من حلالم کن

بیا نیامده اندر جهان خیالم کن

۱ بیت
بلند اقبال