×
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم » بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کرد
الف قامتش چون دال بماند
خم چو پیران دیر سال بماند
۱ بیت
طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۹
در روی تو دل محو چو تمثال بماند
طوطی ز صفای آینه لال بماند
جان سفری دید رخت در حیرت
برگوشهٔ لب گره چو تبخال بماند
۲ بیت
ملکالشعرا بهار » منظومهها » کارنامهٔ زندان » بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود بهدست رفیق بدگوهر
لیک در قلبش این ملال بماند
گفتگو طی شد و خیال بماند
۱ بیت
