×
قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۲
رفتم به بوستان که دلم وا شود، نشد
گفتم که درد عشق مداوا شود، نشد
سودا به شهر و کوی بود، نی به کوه و دشت
مجنون خیال کرد که رسوا شود، نشد
امروز غربتم به جزای عمل رساند
[...]
۴ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۲
در عشق خواست غیر که چون ما شود نشد
بسیار سعی کرد که شیدا شود نشد
برخاست سرو تا به قد تو شود نشد
بسیار قد کشید که رعنا شود نشد
رفتی به سیر گلشن و از رشک روی تو
[...]
۱۴ بیت
