گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۶

 

آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت

در هرکه زد آتش رخ او جان مرا سوخت

گفتم که چرا سوختی ام خنده زنان گفت

از شمع نپرسند که پروانه چرا سوخت

آنکس که زند طعنه بمن ز آتش عشقش

[...]

۷ بیت
اهلی شیرازی
 

مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » ترجیعات » ترجیع ۲: تا کی باشم به غم گرفتار

 

تا آتش این هوا مرا سوخت

بر من دل آتش و هوا سوخت

صبر است دوای درد عاشق

بی‌چاره دل مراد واسوخت

بستی در مدعا به رویم

[...]

۹ بیت
مجذوب تبریزی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۶

 

محبت دوستی مهر و وفا سوخت

نه‌تنها سوخت دل بنگر چه‌ها سوخت

فغان کان شوخ با بیگانگان سوخت

ازان غافل که چندین آشنا سوخت

به کار خویش هرکس هوشیار است

[...]

۱۵ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۷

 

دلم را یار از جو و جفا سوخت

عجب مجموعهٔ مهر و وفا سوخت

دلی در سینهٔ من بود لیکن

نمی‌دانم چه شد خون گشت یا سوخت

بکن جور و جفا چندان که خواهی

[...]

۱۳ بیت
واقف لاهوری