گنجور

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۷

 

چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم

چو گل تقریب این آشفته‌دستاری نمی‌دانم

مکن عیبم اگر بر حال خود هرگز نپردازم

که من میخواره‌ام، آیین غمخواری نمی‌دانم

مرا شور جنون از راحت تجرید غافل کرد

[...]

۹ بیت
سلیم تهرانی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۱

 

به زندان غمت جز ناله و زاری نمی‌دانم

مرا آزاد کن قدر گرفتاری نمی‌دانم

مکن عیبم اگر از دیدنت در اضطراب افتم

که من پروانه‌ام ای شمع خودداری نمی‌دانم

اگر در شیشه داری خون دل ساقی به ساغر کن

[...]

۸ بیت
واقف لاهوری