×
بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۶
گل آمد و بی یار نشستن که تواند
بی یار بگلزار نشستن که تواند
یکدم به مراد دل خود پهلوی یاری
بی محنت اغیار نشستن که تواند
زین شیوه ی مستانه که هر لحظه نمایی
[...]
۵ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۷
با زاهد بیکار نشستن که تواند
با صورت دیوار نشستن که تواند
با یار ستمکار نشستن که تواند
پهلوی دلآزار نشستن که تواند
جای که شود لعل تو از خنده نمکریز
[...]
۱۰ بیت
