گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۷

 

تا دست من به گردن مینا رسیده است

کیفیتم به عالم بالا رسیده است

باشد ز سر گرانی معشوق ناز عشق

گردنکشی ز باده به مینا رسیده است

از بیکسی رسیده به من در میان خلق

[...]

۱۴ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷

 

بر دل و دیده از غمش بس که بلا رسیده است

اشک جدا به کوی او آه جدا رسیده است

آه که عمر محنتم گاه به سر نمی‌رسد

تا شب هجر بگذرد روز جزا رسیده است

غم به دلم نهاده روی در بگشای ای طرب

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری