×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۷
ماندیم در بلا و دعا را خبر نشد
مردیم ما ز درد و دوا را خبر نشد
بیشیون است گریهٔ من همچو ابر لیک
نگریستم که خلق خدا را خبر نشد
چشم فسونگر تو ز شوخی به کار من
[...]
۹ بیت
