×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۹
آه یار اجر جفای من ناشاد نداد
من ز فریاد به جان آمدم از داد نداد
ناامید از لب شیرین بتان شو کین لعل
با همه کوهکنی دست به فرهاد نداد
خواستم داد زنم از ستم مژگانت
[...]
۵ بیت
فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۲
دردا که جهان به ما دل شاد نداد
جز درس غم و محن به ما یاد نداد
ای داد که آسمان ز بیدادگری
با اینهمه داد ما به ما داد نداد
۲ بیت
فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۳
استاد ازل که درس بیداد نداد
جز مسئله داد مرا یاد نداد
ما داد ز بیدادگران بستانیم
گر محکمه داد به ما داد نداد
۲ بیت
