×
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۰
کریم شرق که بیداد پیشه چرخ بلند
به یمن عدل تو آیین داد میآرد
چه جرمهاست دل و دیده را به هم شب و روز
ز بهر خاک جنابت که باد میآرد
چو چرخ وصل که جاوید ماندا برده است
[...]
۸ بیت
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۵
از آن گلگشت با غم بر سر فریاد می آرد
که سیر اومرا از خندهٔ گل یاد می آرد
به حسرت لخت دل از جیب آهم بر زمین آید
چو آن برگ گلی کز بوستانش باد می آرد
۲ بیت
