×
نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۱
راز دیرینه ز رخ پرده برانداخت دریغ
حال ما شهره به انشای غزل ساخت دریغ
عشق از آن روز که آتش به نیستانم زد
به پیامیم دل سوخته ننواخت دریغ
جوهر بینش من در ته زنگار بماند
[...]
۹ بیت
واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۵۰
بیسبب یار مرا از نظر انداخت دریغ
دل عبث در غم او صبر و خرد باخت دریغ
چون بدانست که من عاشقم و پاکنظر
سوخت جان من و با هل هوس ساخت دریغ
۲ بیت
