×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۷۳
جانم به لب رساندهای از دل برآ برو
ای عشق وا شو از سر من ای بلا برو
بوی ز زلف یار نداری چه فاید
بیتحفه آمدی بر ما ای صبا برو
این مشت استخوان هم بذل سگان اوست
[...]
۹ بیت
