گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷۶

 

سایه تا افتاد ازان شمشاد بالا بر زمین

آسمان رنگ قیامت ریخت گویا بر زمین

محو شد در روی او هر چشم بینایی که بود

شبنمی نگذاشت آن خورشید سیما بر زمین

سایه شمشاد جان بخش تو ای آب حیات

[...]

۲۷ بیت
صائب
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۰

 

من نمی‌گویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین

چشم من فرش است هرجا می‌نهی پا بر زمین

کشتی چشم تر من بود با دریا قدر

اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین

زیر پای عاشقان باشد زمین و آسمان

[...]

۵ بیت
قدسی مشهدی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۱

 

می‌نهد هرگاه آن سرکش جوان پا بر زمین

می‌گذارد منت روی زمین را بر زمین

نیستم بیکار مشق انتظاری می‌کنم

می‌کشم پیوسته از یاد تو خط‌ها بر زمین

در تو ای مه پاره تأثیری نکرد افسون ما

[...]

۱۱ بیت
واقف لاهوری