گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۹

 

از بس که زیاد نیستی تاب خورم

چون کوزه ز حرص آتش ناب خورم

چون چنگ زمعدۀ تهی می نالم

چون تیغ همی ز آشنا آب خورم

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۳

 

دهی شراب که بر نغمه رباب خورم

چو من خراب ربابم چرا شراب خورم

دهم به تشنه لبان کاسه شراب و دهان

کنم ز گوش و می از کاسه رباب خورم

سفال دردی مستان عشق ازان می به

[...]

۷ بیت
جامی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۰

 

مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم

مراد چیست که در وقت گل شراب خورم

بطالعی گه ندارم چه آرزوست مرا

که روز وصل می از جام آفتاب خورم

باین هوس که تو داری هوای صحبت من

[...]

۵ بیت
بابافغانی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴۵

 

اگر اجازه دهی خون خود چو آب خورم

وگر اشاره کنی زهر چون شراب خورم

زبخت تیره فروغم بدل نبخشد اگر

تمام عمر می از جام آفتاب خورم

تو چون سوار شوی پر بر آورم از شوق

[...]

۷ بیت
طالب آملی
 

طالب آملی » افزوده‌ها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۹

 

اگر اجازه دهی خون خود چو آب خورم

وگر اشاره کنی زهر چون شراب خورم

۱ بیت
طالب آملی