طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱
خانهٔ تست دل و دیده زباران سرشک
گر چکد آب در آن خانه در این خانه بیا
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲
شد ز نطارگیان خانهٔ همسایه خراب
مه من با تو که فرمود که بر بام آ
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳
در عهد تو ما را همه با غیر خطابست
سر پنجهٔ مژگان و گریبان عتابست
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۴
تمام عمر به بیداری حیات گذشت
اجل بیا که کنون وقت استراحت هست
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۵
خواستم تا سینه بخراشم بناخن جسم زار
در میان پنجهام مانند مو در شانه ماند
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۶
آنجا که آبروی نماید هلال را
چون ناخن گرفته بزیر زمین کنند
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۷
وقت حاجت مفت از نامرد بردن عیب نیست
جوش شهوت مرد را افتادهٔ زن میکند
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۸
آبم بکن ای شرم بنزدیکی آن کو
شاید بغلط یار ز من دست بشوید
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۹
باعث راندنم از بزم بجز عار نبود
ورنه کس را بمن و بودن من کار نبود
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۰
گشتم چنان ضعیف که گر آتشم زنند
دودم بپای خویش به روزن نمیرسد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۱
تو گر با گل نشینی سالها، عادت نگردانی
وگر یکدم نشیند با تو گل، خوی تو میگیرد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۲
با صد کرشمه آن بت سرمست میرود
خود میکند خرام و خود از دست میرود
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۳
مارا زبان شکوه ز بیداد چرخ نیست
از ما خطی بمهر خمرشی گرفتهاند
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۴
گریهام گر سبب خندهٔ او شد چه عجب
ابر هرچند که گرید رخ گلشن خندد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۵
رخ تو تاج نزاکت ز یاسمین گیرد
سلام لاله و گل را در آستین گیرد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۶
نگاه از آن رخ پر آب و تاب بگریزد
چنانکه شب پره از آفتاب بگریزد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۷
شیشه خالی گشت و ما را غم ز دل خالی نشد
صد سبو می باعث یک ذره خوشحالی نشد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۸
هر آن تن را که دیدم بود مشتاق
که افسر باشدش گو سر نباشد
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۹
من بیدار در کویش تمام شب زنم یارب
که گر آید بچشمم خواب، خواب پاسبان آید
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۰
صد کشته زنده کرده بهر سو عجب مدار
گر تیغ یار دعوی عیسی دمی کند
