خوش آنکه دل، ز تماشایگام بردارم
ز راه طایر مقصود، دام بردارم
ز ضعف نشاء گرانست بر سرم هیهات
کجاست قدرت آنم که جام بردارم
چورهدوشعبهشد از کفر و دین چه مصلحت است
کدام ره بگذارم کدام بردارم
برآنسرم که ره دوست طی کنم یکچند
اگر اجل بگذارد که گام بردارم
کجاست گوشهٔ ابروی ساقیان « طالب »
که جام باده بذوق تمام بردارم