ساقی عزیز دار شراب لطیف را
فربه بده پیاله مزاج ضعیف را
گر عاقلی بجوهر هستی مپیچ هیچ
در گفتگو میار حریف و ظریف را
آن عیسیم که از نفس خوش نسیم خویش
گلریز چون ربیع نمایم خریف را
آن موسیم که چون بگشایم لب آورم
در آفرین زبان وضیع و شریف را
«طالب» صفت بصدر سخن گستری نشین
بس زبردست قافیه سنجان ردیف را