طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۵ - ۲

قاضی که بریش مبرز مردم بود

باجمله خران دهردم بردم بود

هر جادید کلوخ استنجابی

چون شانه بزیر ریش قاضی گم بود