طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸

امشب که سرا پا همه دردست مرا

هایاهایی نمی‌دهد دست مرا

خونابهٔ دل کم التفات است بچشم

امشب که دماغ گریهٔ هست مرا