طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۰۵

پرده بگشای که بی‌پرده شود راز دلم

با همه ضعف بگوشت رسد آواز دلم

همچو موجی که ز دریا کند آهنگ کنار

باشد از دیدهٔ ترسوی تو انداز دلم

گلشنی چون چمن روی تو دارد بنظر

بی‌سبب نیست ز شاخ مژه پرواز دلم

گر نه از ناخن آن غمزه رسد مضرابی

بیم آنست کز آهنگ فتد ساز دلم

آفت سینهٔ کبکان سپهرم «طالب»

ناخن ناله بود چنگل شهباز دلم