ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٧١۶

آصف ایام تاج ملک و دین عبدالکریم

ای به رونق کار دین از رای ملک آرای تو

عقل باور دارد ار جان مصور خوانمت

زانکه همچون جان همه لطف است سر تا پای تو

در ازل خیاط صنع لایزالی دوخته‌ست

کسوت لطف الهی راست بر بالای تو

آز را کز بدو فطرت جوع کلبی همدم است

چار پهلو شد شکم از سفره نعمای تو

صاحبا گویا نئی آگه که روز عیش خویش

چون به شب می‌آورد ابن یمین مولای تو

بی صفا گشته‌ست روز عیش او وقتست اگر

با صفا گرداندش یک التفات رای تو